جمال الدين محمد الخوانساري
465
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
يا صافي اجر وثواب ، وممكن است كه معنى اين باشد كه : سيراب گردد از مشربهاى آبهاى صاف بهشت از كوثر وغير آن . 9196 من تشاغل بالسّلطان لم يتفرّغ للاخوان . هر كه مشغول شود بپادشاهى يا بپادشاه فارغ نشود از براي برادران ، مراد بيان حال كسيست كه مشغول شود بپادشاهى يا بتقرّب پادشاه واين كه أو را چندان شغل باشد كه فارغ نشود از براي برادران ورسيدن بأحوال ايشان ، وممكن است كه غرض از بيان اين معنى اين باشد كه برادران را ديگر از أو توقّع نبايد داشت ، يا اين كه توقّع اين نداشته باشند كه أو خود بخود بفكر ايشان افتد بلكه هرگاه از أو توقّعى داشته باشند بايد كه خود را بياد أو آورند . 9197 من استفاده « 1 » هواه استحوذ عليه الشّيطان . هر كه فايده برد أو را خواهش أو غلبه كند بر أو شيطان ، مراد به « فايده بردن خواهش أو را » اينست كه در فرمان خود گرداند وبمنزلهء بنده ومال خود سازد . 9198 من كفّ شرّه فارج خيره . هر كه باز دارد شرّ خود را پس اميد دار خير أو را ، يعنى اميد خير نيز از أو مىتوان داشت بخلاف كسى كه باز ندارد شرّ خود را كه اميد خير از أو نبايد داشت ، وممكن است كه مراد اين باشد كه بهمين اميد خيريّت عاقبت أو داشته باش هر چند مصدر خيرى نشود . 9199 من بخل عليك ببشره لم يسمح ببرّه . هر كه بخيلى كند بر تو بشكفته روئى خود جود نكند باحسان خود ، مراد اينست كه از كسى كه شكفته روئى نكند توقّع جود واحسان نبايد داشت ، هرگاه
--> ( 1 ) بعيد نيست كه « استقاده » بقاف دو نقطه باشد بمعنى « قاده » ، در هر صورت در اين مورد دقت ومراجعه بكتب حديث ولغت لازم است زيرا اين معنى كه شارح ( ره ) كرده است متانتى ولطافتى ندارد .